ميرزا بيگ جنابدى
28
روضة الصفويه ( فارسى )
مؤلّف صحنهء برخورد حرمسرا و مردم را با دريافت خبر مرگ حمزه ميرزا اين گونه به تصوير مىكشد : « . . . چون پيشكاران به درون خرگاه عرش اشتباه قدم گذاشتند پيكر نازنين آن سرو چمن خلافت را . . . مشاهده نموده ، فغان وا ويلا و شيون وا مصيبتا به ذروهء سپهر كبود رسانيدند . . . بعد يكانيكان جامه بر تن دران و مويه كنان به درگاه پادشاه مؤيّد روان گشتند . . . و اندك اندك آشوب محشر و غلغلهء فزع اكبر به مسامع عليّين رسيده پرده نشينان تتق عصمت و عزّت بدن نازپرورده و تن نازنين شهزاده را چون گل غرقه به خون از سرير عزّت بر تخت تعزيت و ماتم كشيده ، موىهاى عنبرين پريشان ساخته ، نوحه و زارى درگرفتند . . . » [ 327 ب ] . البته گفتيم كه گاهى جشن و سرور نيز در لابلاى نوشتههاى ميرزا بيگ ديده مىشود . وى تصويرگر جشنها ، چراغانيها ، عروسيها و مراسم شكار ، چوگانبازى ، قپقاندازى ، و مراسم استقبال است . از جمله : استقبال مردم كاشان از شاه اسماعيل ( فصل 26 ) ، تولّد طهماسب ميرزا ( فصل 45 ) ، ازدواج سلطان محمّد ميرزا ( فصل 119 ) ، مراسم جشن نوروزى در حضور شاه اسماعيل ( فصل 30 ) آيينهاى استقبال از شاه و سپاه ايران ، نمونههايى از تشريفات رسمى آن عصر است . در بيشتر اين استقبالها از پاىانداز اطلس مصرى و ختايى ، ديباى شامى و شوشترى ، مخمل ايرانى ، اقمشهء هندى ، و مطبّق ، خارا ، مخمل ، مشجّر و زرباف ايرانى استفاده مىشده است . با توجه به انواع و اقسام لوازمى كه در استقبال مورد استفاده قرار مىگرفت فهرستى از منسوجات و لوازم تجمّلى و زينتى آن عهد بدست مىآيد . ميرزا بيگ صحنهء استقبال مردم كاشان از شاه اسماعيل را چنين به تصوير مىكشد : « اهل كاشان چون از قرب وصول موكب گردون مواكب آگاه گرديدند ، نسيم اين خبر غنچهء همگنان را بشكفانيده نهال آرزوى نشاط از منهل خاطر صغير و كبير و برنا و پير آن ديار سر زده . . . به لوازم استقبال و تعيين تحف و هداياى لايقه و آيين بستن شهر و طريق مسرّت عامّه از آراستن اسواق و تزيين دكاكين و آرايش طرق عبور و افراختن شموع و مصابيح در ليالى و آلات مصنوعهء چراغان مشغولى نمودند . . . » [ 58 الف ] . و گاهى هم اتّفاق مىافتد كه مؤلّف استقبال مردم شهر از حاكمى ياغى را ، كه به پاىبوسى سلطان صفوى مشرّف مىشود ، توصيف مىكند . معلوم است كه چه نوع استقبالى در انتظار اين نگونبخت است . نمونهء اين استقبال مربوط مىشود به ورود اميره ديباج ، والى ياغى فومن و رشت ، در تبريز به خدمت شاه طهماسب ، ميرزا بيگ صحنهء استقبال را اين چنين توصيف مىكند : « . . . و فرمان هميون در آن باب به نفاذ پيوست كه شهر را بر سبيل استهزا و سخريّت به آلات مضحكه مثل پر مرغ ، دم روباه ، پالان الاغ ،